حمل ونقل پایدار
کاهش وابستگی به اتومبیل در جهت دستیابی به حمل و نقل شهری پایدار"درکل، هدف اصلی شهرسازی
انسان گرا را می توان در:
-مطلوب سازی محیط زیست
-سازمان دهی به محیط های عمومی در فضای شهری
-سامان دهی به عرصه های عمومی جهت دستیابی به کیفیت عملکردی، زیستمحیطی و زیبا شناختی
-ارتقاء روحیه سرزندگی شهروندان در فضاهای شهری و حضور فعالانه ،خلاصه نمود.
1-نادیده انگاشتن انسان و نقش او به عنوان عنصر اصلی سازنده شهردر رفت و آمدهای درون شهری،
پیامدهای زیر را به دنبال خواهدداشت.
2-رشد و توسعه ناموزون شهرها:
این امر به علت تفکیک کاربریها و افزایش فواصل از یکدیگر،در شهرسازی جدید بوجود آمد. که باعث ایجاد
محیط های کسل کننده در سطح شهرها شد.
ایجاد بافت های بی هویت:
به دلیل حذف سفرهای پیاده، تسهیلات و کاربری های مرتبط با اینسفر بر چیده شد و بدین ترتیب، هر یک از
معابر درون شهری ازمعابر هم جوار یا معابری که در آن سوی شهر واقع شده بودند،تمایزی نداشته و قابل
شناسایی نبودند. ایجاد فضاهای شهری ناخوانا:
به دلیل رشد و توسعه سریع شهرها و حذف نقش انسان در رفت وآمدهای درون شهری، سیستم های
حمل و نقل درون شهری به سمت بزرگراه های سریع و گسترده کشیده شد که به لحاظ فرم و عملکردکاملا
شبیه به هم بودند که این امر سبب عدم خوانایی شهر شد.
از بین رفتن مفهوم فضاهای شهری:
حذف انسان از فضای معابر، به پیدایش مکان های خالی و بدون استفاده ای منجر شد که قبلا به عنوان فضای
شهری معنای خاص خودرا داشتند.
بدون استفاده ماندن فضای سبز معابر:
از آنجا که استفاده کننده اصلی فضای سبز، فرد پیاده است،بنابراین بدون حضور او، فضای سبز معابر به عنوان
عنصری اضافیتبدیل شد و در میان بزرگراه و خیابان ها ماند.فراهم ساختن زمینه های ترغیب شهروندان برای
استفاده کمتر از اتومبیل و طی مسیرها به صورت پیاده به عنوان فرصتی جهت دستیابی به حمل ونقل پایدار
شهری با حداقل وابستگی به اتومبیل و حداکثر استفاده از دوچرخه و وسایط حمل ونقل عمومی مطرح میباشد.
ایجاد انگیزه ی پیاده روی با رعایت مقیاس انسانی،استفاده از کاربری های مختلط، رعایت استانداردهای فواصل
دسترسی،آسایش پیاده روها و سهولت حرکت ، ساختار مناسب فضای شهری وتنوع و خوانایی با افت میسر
است.اختلاط در کاربری ها و ایجاد زونینگ مختلط (منطقه بندی مختلط)،ناشی از حضور کاربری های سازگار با
مناطق مسکونی در محلات مسکونی، گامی در جهت رفع نیازهای روزانه و هفتگی خانوارها،خودکفایی محلات
مسکونی و مدیریت تقاضای سفر به محلات مرکزی شهرجهت رفع نیازهای اساسی خانوار می گردد.این به معنای
کاستن سفر به محلات قدیمی و مرکزی نیست، بلکه ترغیب شهروندان به بهره گیری بیشتر از فضاهای شهری
محلات مسکونی و نیزبافت قدیمی شهرها جهت گذران اوقات فراغت و تفریح و سرگرمی است. با این شیوه،
سعی بر آن است تا با کاهش هم ترافیک وترددهای درون شهری سواره، میزان آلودگی هسته های مرکزی و
پرتراکم شهرها را تقلیل داد.
واضح است که ایجاد تغییراتی این چنین در الگوی مسافرت وجابجایی شهروندان، موانعی را بر سر راه خود خواهد
داشت.
از جمله مهم ترین این موانع می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1)موانع اجرایی: عدم انسجام تصمیمات اجرائی شهرداری ها(مدیریت شهری) و ارگان های مربوطه.
2)موانع ساختاری: انطباق نواحی ساخته شده فعلی با توسعه بی رویه شهری.
3)موانع فرهنگی-رفتاری: نیروهای اجتماعی مانند نحوه زندگی وعادت به استفاده از وسیله نقلیه شخصی.
?)موانع مالی-اقتصادی: نیروهای بازار و مقاومت در برابر اجرای طرح های جدید.
برای رفع این موانع، راهکارهایی چون اتخاذ سیاست هایی در باب مدیریت یکپارچه شهری، ایجاد تغییرات در
ساختار شهری و کاربریاراضی، همسو با معیارهای شهرسازی-انسان گرا وپایدار (ایجاد محلات سنتی و پیاده،
کاربری های مختلط و توسعه هایی درمسیر حمل ونقل مومی و....)، فرهنگ سازی و ترویج فرهنگ پیاده روی،
دوچرخه سواری، و استفاده از وسایل حمل ونقل عمومی و مدیریت ترافیک میتواند موثر واقع شود.
نتیجه گیری:
آنچه امروزه باید مورد توجه شهرسازان، عمران گران و مدیران شهری قرار گیرد این است که استفاده از
وسیله ای به نام اتومبیل، شهرهای امروزی را با شهرهای گذشته متمایز کرده استکه این تمایز، در تغییر
مقیاس ها و معیارهای طراحی از انسان بهماشین بسیار واضح و روشن است. مسئله این نیست که اتومبیل
ازطراحی های شهری نادیده گرفته شود، زیرا زندگی امروزی بدون درنظر گرفتن اتومبیل دشوار خواهد بود.
بلکه نکته مورد توجه این است که به رسمیت شناختن انسان و به کارگیری اصول دخیل در بالابردن کیفیت
فضاهای شهری، جهت جذب پیاده و دوچرخه به عرصه های همگانی و ترویج فرهنگ پیاده روی، دوچرخه سواری
و استفاده ازوسایل حمل ونقل عمومی به عنوان مولفه هایی که از ترافیک عمومی شهرها می کاهد، نقش
بسزایی در ارتقاء کیفیت اکولوژیکی و زیست محیطی شهرها، صرفه جویی در مصرف سوخت، بهره وری اقتصادی
و تقویت تعاملات اجتماعی شهروندان در شهرها ایفا می کند.به کارگیری سیستم حمل و نقل انسان گرا،
گامی موثر و کارا درجهت دستیابی به پایداری و حمل و نقل شهری پایدار خواهد بود. که انجام مطالعات
امکانسنجی پیاده سازی این سیستم ها، برای شهرهای امروزی کشورها و کشورهای در حال توسعه امری
ضروری است.